النسفي (مترجم: مجهول)
12
مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)
فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ پس راست كردشان هفت آسمان وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ و وى به هر چيزى داناست ، و دانش بر كمال وى راست . ( 29 ) وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً و ياد كن يا محمد كه چون خداى تعالى بيافريد از بهر شما جهان را ، آنگه پديد آورد پدرتان را ، و پيش از آوردن وى خبر داد فرشتگان « 1 » را . گفت : مىخواهم آوردن در زمين - دنيا بر پاى كرده مر تبليغ وحى را ، و شنوانيدن امر و نهى را ، و منع فساد و بغى را ؛ و باشند وى و فرزندان وى خلف بنى الجان ، در داشتن اين جهان قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ گفتند : چه حكمت را كسانى را « 2 » آرى كه فساد كنند ، و خون به ناحق ريزند وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ و ما ترا به پاكى صفت مىكنيم و منّت از تو بيننده ، ظاهرا و باطنا خويشتن را از خلل و زلل پاكدارنده ؟ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ گفت : من آن دانم كه شما ندانيت ، نه مرا ضررى است از عصيانى « 3 » كه ايشان آرند و نه نفعى از طاعتى كه شما آريت . ( 30 ) وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها آنگاه آدم را بيافريد ، و نامهاى چيزها وى را « 4 » به كلى بياموزانيد ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ باز « 5 » مسمّيات را جمله كرد ، و بر فرشتگان عرضه كرد فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ گفت : نامهاى اينها با من بگوييت اگر ميدانيت ، و نادانسته مگوييت « 6 » چون راستگويانيت . ( 31 ) قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا گفتند : پاكا خدايا [ ندانيم ] ، جز آنكه « 7 » تو
--> ( 1 ) - ن و ت : فريشتگان . ( 2 ) - ن : « را » ندارد . ( 3 ) - اصل : عصيان . ( 4 ) - ن : ورا ( 5 ) - ن : باز آن . ( 6 ) - ن : مگويند . ( 7 ) - ن : آنك .